|
هر چی
|
کاش حقیقت داشت
تصور کن برنده یک مسابقه شدی
و جایزه ات اینه که بانک هرروز صبح یک حساب برات باز می کنه قسمتي از كتاب کاش حقیقت داشت__مارك لوي ایمیل عصار [ جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1391 ] [ 0:54 ] [ علی فروغی ]
[ ]
[ چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 0:13 ] [ علی فروغی ]
[ ]
لغتنامه ها در اینترنت معرفی تقریبا ًجامعی از لغت نامه های آنلاین اینترنتی در دنباله مطلب ادامه مطلب [ سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 ] [ 0:40 ] [ علی فروغی ]
[ ]
[ جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 ] [ 18:9 ] [ علی فروغی ]
[ ]
این روزها مساله امنیت و
پخش عکس و فیلم های خصوصی داغ است و جدای اینکه با پیشرفت های خوبی که در زمینه ساخت دوربین های مخفی که تشخیص آنها هم چندان آسان نیست میسر شده، زمان خوبی هست که این مطلب را نیز بخوانید: بحث آینه های دو طرفه، بله افرادی به این روش از شما در حالیکه در هتل یا اتاق پرو یا در حمام یا دستشویی هستید فیلم یا عکس تهیه کرده و به معرض دید عموم می گذارند. پس حتما قبل از اینکه از محل های دارای آینه استفاده کنید از یکطرفه بودن آن مطمئن شوید! اما چطور؟ ![]() قبل از هرکاری از تست انگشت استفاده کنید : انگشت خود را روی آینه قرار داده. اگر بین انگشت شما و تصویر آن یک فاصله ای باشد، این آینه واقعی است. اگر انگشت شما به تصویرش چسبیده باشد، این آینه دو طرفه است و فرد یا دوربینی دارد شما را مشاهده می کند. دلیل : چون در آینه واقعی لایه جیوه در پشت شیشه است ولی در آینه های دو طرفه لایه جیوه در روی سطح شیشه است. از همه شما دوستان خوبم انتظار دارم این موضوع را برای آشنایان خود مطرح کنید و نگذارید عده ای سودجو و فرصت طلب، آبروی فرد یا خانواده ای را مورد سوء استفاده قرار دهند. ایمیل از عصار [ جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 ] [ 14:25 ] [ علی فروغی ]
[ ]
فقط به مادرانی که مادرانه عشق خودشان را به بچه ها بخشیده اند و به بهترین مادر آرزوها و واقعیت ها مادرم: ای فدایت همه جان که نگاهت همه شور ای دو چشم تو امید که مرامت همه نور ای مه روشن کاشانه حضورت همه مهر ای دهانت شکر و قند کلامت همه شعر سینه پر حس ترنم که چو باران همه خیر نام , یاد و خاطر زیبای مادرانه تو را همیشه در قلبم زنده خواهم داشت و به بهانه بزرگداشت بهترین نیکی ها تو را بزرگ و جاودانه ارج خواهم نهاد. روزت مبارک [ جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 ] [ 13:17 ] [ علی فروغی ]
[ ]
ایمیل یکی از دوستان: نوشته ای از دکتر صاحبی است کمتر متنی دیده ام به این زیبایی دوستی را شرح کرده باشد برای همه عزیزانم داشتن چنین دوستانی را آرزو می کنم، که بی آن زندگی در این جهان محنت آور است. دوست، تقدیر گریزناپذیر ما نیست. برادر خواهر پسر خاله و دختر عمو نیست که آش کشک خاله باشد. دوستی انتخاب است. انتخابی دو طرفه که حد و مرز و نوع آن به وسیله همان دو نفری که این انتخاب را کرده اند تعریف می شود.
با دوستانمان میتوانیم از همه چیز حرف بزنیم و مهم تر آنکه می توانیم از هیچ چیز حرف نزنیم وسکوت کنیم.
با دوستانمان میتوانیم درد دل کنیم و مهم تر آنکه می شود درد دل هم نکرد و بدانیم که می داند.
از دوستانمان می توانیم پول قرض بگیریم و اگر مدتی بعد او پول خواست و نداشتیم با خیال راحت بگوییم نداریم. و اگر مدتی بعد تر دوباره پول احتیاج داشتیم و او داشت دوباره قرض بگیریم.
با دوستانمان میتوانیم بگوییم: امشب بیا خونه ما دلم گرفته و اگر شبی دیگر زنگ زد و خواست به خانه مان بیاید و حوصله نداشتیم بگوییم : امشب نیا حوصله ندارم.
با دوستانمان می توانیم بخندیم
می توانیم گریه کنیم
می توانیم رستوران برویم و غذا بخوریم می توانیم بی غذا بمانیم و گرسنگی بکشیم
می توانیم شادی کنیم
می توانیم غمگین شویم میتوانیم دعوا کنیم.
می توانیم در عروسی خواهر و برادرش لباس های خوبمان را بپوشیم و فکر کنیم عروسی خواهر و برادر خودمان است.
و اگر عزیزی از عزیزان دوستانمان مرد لباس سیاه بپوشیم و خودمان را صاحب عزا بدانیم.
با دوستانمان میتوانیم قدم بزنیم
می توانیم نصف شب زنگ بزنیم و بگوییم : پاشو بیا اینجا و اگر دوستمان پرسید چی شده؟ بگوییم :حرف نزن فقط بیا. و وقتی دوستمان بی هیچ حرفی آمد خیالمان راحت باشد که در این دنیا تنها نیستیم
با دوستانمان می توانیم حرف نزنیم کاری نکنیم جایی نرویم و فقط از اینکه هستند خوشحال و خوشبخت باشیم
آیا شما همچین دوست یا دوستانی در زندگی خود دارید ؟
[ سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 1:5 ] [ علی فروغی ]
[ ]
خاطرات بهداشت محیطی:ماجرای آب شرب یه شهری کار می کردم که سختی دائم آب بالا بود, آرشیو و که نگاه کردم دیدم از گذشته مکاتبات مرکز بهداشت و سازمان آب به صورت گزارش اعلام شده ولی نتیجه تغییری نیافته. این موضوع را بین همکاران اون مرکز صحبت کردیم و آخرش گفتم: یک دفعه توی مسجد و ... جار نزنید که وضع آب اینجوریه, دردسر می شه(انگاری خدا توی دل کسی خبر می ده). یک نامه دادم راننده ببره به سازمان آب و فاضلاب, آخر وقت یک کاغذ اطلاعیه روی تابلو اعلانات مرکز چسبوندم و خداحافظ تا فردا. عصر خونه بودم که تلفن زنگ زد, رئیس مرکز بهداشت شهرستان بود می گفت: این چه کاریه کردی, بچه این کارو می کنه که تو کردی و چند تا دری وری و .. خداحافظ. من هم از همه جا بیخبر تا فردا, که رفتم مرکز و ماجرا دستگیرم شد. راننده نامه رو برده داده خبرنگار و اون هم جنجال کرده, یه آقای دیگه هم برای نماز شب رفته مسجد و هر چی بلد بوده گفته شب جنجالی بود توی شهر که بیا و بپرس . مردم هم یه سری رفته بودند ادارات مربوطه و داد و بیداد.انصافا هر سه کمی ترسیده بودیم. منو صدا کردند شبکه و توی اتاق رئیس نشسته بودم و منتظر رئیس, قبل از من رئیس مرکز هم اونجا بود که روزنامه مخصوص شهرستان و همشهری را نشانم داد که بله, گزارش کار مفصل شرح داده شده. که یه هو رئیس شبکه با عصبانیت اومد اتاق و رو به رئیس مرکز گفت اون پسره کو , کجاست که این گند و به بار داده( معلوم بود حسابی دلشونو خالی کرده بودند), منو که نشان داد رئیس شبکه یه جوری اومد طرفم که می خواست کتک بزنه. یادم نیست چه حرفهایی شنیدم. ولی آخرش گفتم: که اگه دکتری انگشت یه نفر و پیوند بزنه تا چند روز صدا و سیما می ترکونه که اِلِه شد و بِلِه شد. ما جون چند هزار نفر را از بیماریهای مزمنی که چندین ساله دارند از این آب می خورند نجات دادیم کار بدیه. سر شما رو درد نیارم که چه ها گذشت, اطلاعیه اصلاحیه(گول زنک) زدند و ... ولی یک هفته نشده از چاه های یک روستای نزدیک به فاصله حدود 10 تا 15 کیلومتری لوله گذاری شد و آب به شهر رسید. البته به چند تا شیر برداشت عمومی. ماجرا کمی آرام شد ولی طوی نکشید که انتقال آب شیرین شهرستان برای این شهر هم در نظر گرفته شد و آب به شهر رسید. یه مثل ترکی میگه:( سو بولانماسا دورولماز: آب اگر گل آلود نشه صاف نمی شه). توی این ماجرا بگذریم که چند عواملی دست به دست هم دادند ولی در نهایت به سلامتی و ره چند ساله در چند روزه طی شد. [ یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391 ] [ 1:11 ] [ علی فروغی ]
[ ]
خروپف های زن پیر
زن و شوهر پیری با هم زندگی می کردند. پیر مرد همیشه از خروپف همسرش شکایت داشت پیر زن هرگز زیر بار نمی رفت و گله های شوهرش رو به حساب بهانه گیری های او می گذاشت.این بگو مگوها همچنان ادامه داشت. تا اینکه روزی پیر مرد فکری به سرش زد وی برای اینکه ثابت کند زنش در خواب خروپف می کند و آسایش او را مختل کرده است ضبط صوتی را آماده می کند.شبی همه سر و صدای خرناس های گوشخراش همسرش را ضبط می کند.پیر مرد صبح از خواب بیدار می شود و شادمان از اینکه سند معتبری برای ثابت کردن خروپف های شبانه او دارد به سراغ همسر پیرش می رود و او را صدا می کند، غافل از اینکه زن بیچاره به خواب ابدی فرو رفته است! از آن شب به بعد خروپف های ضبط شده پیرزن، لالایی آرام بخش شبهای تنهایی او می شود.
ایمیل از عصار [ پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391 ] [ 0:14 ] [ علی فروغی ]
[ ]
[ دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391 ] [ 1:33 ] [ علی فروغی ]
[ ]
|
|
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] |